مرکز تخصصی طب کار زاگرس
در سالهای جنگ جهانی دوم، آمریکا درگیر تولید انبوه مهمات بود. کارخانه گرین ریور در ایلینوی جایی بود که استودت کار میکرد و روزانه هزاران جعبه گلوله و نارنجک از آنجا راهی جبههها میشد. او وظیفه داشت بستهبندی را بررسی کند و خیلی زود متوجه شد که نوار کاغذی با پوشش موم باعث کندی در باز شدن جعبهها میشوند. تصور کنید سربازی در بحبوحه یک حمله نیاز فوری به مهمات داشته باشد و مجبور شود با چاقو یا ابزار دیگر وقتگیر در جعبه را باز کند. این چند ثانیه ممکن بود تفاوت میان مرگ و زندگی باشد. استودت دریافت که باید مادهای انعطافپذیر، ضدآب (waterproof) و در عین حال قابل پاره شدن با دست جایگزین این سیستم شود. این نقطه آغاز ایدهای بود که نه تنها یک نقص فنی را حل کرد، بلکه بعدها نشان داد نگاه دقیق به جزئیات کوچک چگونه میتواند سرنوشت بزرگی را رقم بزند وقتی استودت پیشنهاد خود را به سرپرستان کارخانه داد، با بیاعتنایی مواجه شد. در شرایطی که بروکراسی و سلسلهمراتب نظامی حکمفرما بود، ایده یک زن کارگر جدی گرفته نشد. اما او تسلیم نشد. در فوریه ۱۹۴۳ دست به کاری زد که برای بسیاری غیرممکن مینمود: نوشتن نامه مستقیم به رئیسجمهور ایالات متحده. در این نامه، او با زبانی ساده اما دقیق مشکل را شرح داد و طرح پیشنهادیاش را توضیح داد. روزولت با درک اهمیت موضوع، نامه را به هیئت تولید جنگی (War Production Board) ارجاع داد. این اقدام غیرمعمول نشان داد که گاهی یک صدای کوچک هم میتواند در بالاترین سطح شنیده شود. نتیجه آن شد که شرکت جانسون اند جانسون مسئولیت ساخت نوار جدید را بر عهده گرفت و نخستین نمونههای نوارچسب پارچهای ضدآب «duck tape» وارد خطوط جبهه شد نوار طراحیشده بر پایه پارچه کتانی (cotton cloth) بود که روکشی از پلاستیک ضدآب داشت و به دلیل شباهت به پر آبگریز اردک، در ابتدا «duck tape» نامیده شد. ویژگی مهم آن این بود که بدون نیاز به ابزار اضافی به راحتی با دست پاره میشد، در برابر رطوبت مقاوم بود و اتصال محکمی ایجاد میکرد. پس از جنگ، استفاده از این نوار وارد صنایع ساختمانی شد و بهویژه برای درزگیری کانالهای تهویه (ducts) کاربرد پیدا کرد. همین تغییر کاربرد باعث شد کمکم نام آن به «duct tape» تغییر کند. جالب آنکه هنوز هم برخی برندها از نام اولیه «duck tape» استفاده میکنند و حتی به نماد فرهنگی بدل شدهاند. این تحول زبانی و صنعتی نشان میدهد چگونه یک ابزار نظامی میتواند در زندگی عادی مردم جایگاهی تازه پیدا کند. پس از پایان جنگ جهانی دوم، نوارچسب ضدآب به تدریج وارد بازار مصرف شد. ابتدا پیمانکاران ساختمانی از آن برای عایقبندی لولهها و کانالهای تهویه استفاده کردند. اما به مرور، مردم عادی دریافتند که این نوار میتواند تقریباً هر چیزی را موقتاً تعمیر کند. از ترمیم کفش پاره گرفته تا بستن چمدان، duct tape به «ابزار همهکاره» شهرت یافت. حتی فرهنگ عامه نیز آن را به شوخی «ابزاری که جهان را سر پا نگه میدارد» نامید. کاربردهای خلاقانه مثل ساخت کیف، لباس موقت یا حتی قایق دستساز با duct tape نشان میدهد چگونه یک نوآوری میتواند خارج از هدف اولیه خود زندگی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد
در سالهای جنگ جهانی دوم، آمریکا درگیر تولید انبوه مهمات بود. کارخانه گرین ریور در ایلینوی جایی بود که استودت کار میکرد و روزانه هزاران جعبه گلوله و نارنجک از آنجا راهی جبههها میشد. او وظیفه داشت بستهبندی را بررسی کند و خیلی زود متوجه شد که نوار کاغذی با پوشش موم باعث کندی در باز شدن جعبهها میشوند. تصور کنید سربازی در بحبوحه یک حمله نیاز فوری به مهمات داشته
باشد و مجبور شود با چاقو یا ابزار دیگر وقتگیر در جعبه را باز کند. این چند ثانیه ممکن بود تفاوت میان مرگ و زندگی باشد. استودت دریافت که باید مادهای انعطافپذیر، ضدآب (waterproof) و در عین حال قابل پاره شدن با دست جایگزین این سیستم شود.
این نقطه آغاز ایدهای بود که نه تنها یک نقص فنی را حل کرد، بلکه بعدها نشان داد نگاه دقیق به جزئیات کوچک چگونه میتواند سرنوشت بزرگی را رقم بزند وقتی استودت پیشنهاد خود را به سرپرستان کارخانه داد، با بیاعتنایی مواجه شد.
در شرایطی که بروکراسی و سلسلهمراتب نظامی حکمفرما بود، ایده یک زن کارگر جدی گرفته نشد. اما او تسلیم نشد. در فوریه ۱۹۴۳ دست به کاری زد که برای بسیاری غیرممکن مینمود: نوشتن نامه مستقیم به رئیسجمهور ایالات متحده. در این نامه، او با زبانی ساده اما دقیق مشکل را شرح داد و طرح پیشنهادیاش را توضیح داد. روزولت با درک اهمیت موضوع، نامه را به هیئت تولید جنگی (War Production Board) ارجاع داد. این اقدام غیرمعمول نشان داد که
گاهی یک صدای کوچک هم میتواند در بالاترین سطح شنیده شود. نتیجه آن شد که شرکت جانسون اند جانسون مسئولیت ساخت نوار جدید را بر عهده گرفت و نخستین نمونههای نوارچسب پارچهای ضدآب «duck tape» وارد خطوط جبهه شد نوار طراحیشده بر پایه پارچه کتانی (cotton cloth) بود که روکشی از پلاستیک ضدآب داشت و به دلیل شباهت به پر آبگریز اردک، در ابتدا «duck tape» نامیده شد.
ویژگی مهم آن این بود که بدون نیاز به ابزار اضافی به راحتی با دست پاره میشد، در برابر رطوبت مقاوم بود و اتصال محکمی ایجاد میکرد. پس از جنگ، استفاده از این نوار وارد صنایع ساختمانی شد و بهویژه برای درزگیری کانالهای تهویه (ducts) کاربرد پیدا کرد. همین تغییر کاربرد باعث شد کمکم نام آن به «duct tape» تغییر کند.
جالب آنکه هنوز هم برخی برندها از نام اولیه «duck tape» استفاده میکنند و حتی به نماد فرهنگی بدل شدهاند. این تحول زبانی و صنعتی نشان میدهد چگونه یک ابزار نظامی میتواند در زندگی عادی مردم جایگاهی تازه پیدا کند. پس از پایان جنگ جهانی دوم، نوارچسب ضدآب به تدریج وارد بازار مصرف شد. ابتدا پیمانکاران ساختمانی از آن برای عایقبندی لولهها و کانالهای تهویه استفاده کردند. اما به مرور، مردم عادی دریافتند که این نوار میتواند تقریباً هر چیزی را موقتاً تعمیر کند. از ترمیم کفش پاره گرفته تا بستن چمدان، duct tape به «ابزار همهکاره» شهرت یافت. حتی فرهنگ عامه نیز آن را به شوخی «ابزاری که جهان را سر پا نگه میدارد» نامید. کاربردهای خلاقانه مثل ساخت کیف، لباس موقت یا حتی قایق دستساز با duct tape نشان میدهد چگونه یک نوآوری میتواند خارج از هدف اولیه خود زندگی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد